سلام
من نیستم خوش میگذره دیگه !؟! واسه مطلب های من که اینجوری کامنت نمیزارید ! تا یه نویسنده جدید اضافه میشه هی فرت و فرت کامنت بزارید .. عیبی نداره … خلایق هرچه لایق ! همون سفید پشمی مطلب بنویسه انگار بیشتر از من طرفدار داره!
حرف سفید پشمی شد یه توضیح بدم که من تقریبا ۱ سال هست که باهاش آشنا شدم . یه شب که دلم گرفته بود و تنها بودم نشستم باهاش درد و دل کردم ! اون هم همه ی حرفام رو با جون و دل میشنید تا اینکه با هم ریفیق (درست خوندید ریفیق !) شدیم. اون قدر رفتارم با سفید پشمی صمیمی بود که الان همه اعضای خانواده قبولش کردن ! حتی گاهی خواهرزاده ام بهش حسودی میکنه یا وقتی سفید پشمی یه گوشه خوابیده روش پتو میندازه !!! خیلی اصرار میکرد که بیاد اینجا مطب بنویسه منم گفتم اگه دوستام استقبال کنن میزارم بنویسی ، ولی انگار …
اول میخواستم این مطلب رو برای معرفی سفید پشمی و پاسخ دادن به سوالش بزارم اما انگار بقیه هم یه سوالایی دارن پس جواب همه رو توی همین پست میزارم !
سفید پشمی در مورد غوطه ور بودن ماهی ها پرسیده بود (البته من براش کامل توضیح دادم حالا اینجا هم میزارم تا دوستان استفاده کنن)جواب مریم نزدیک ترین بود در واقع درست بود ! باید بگم همه ماهی ها درون بدنشون یه عضوی دارن به اسم کیسه هوا که یه جواریی عین جلیقه نجات ما آدم ها وقتی میریم شنا میمونه اما یه مقدار پیچیده تر ! یعنی کار شناور موندن ماهی توی آب رو انجام میده ولی نه تا سطح آب ! این کار باعش میشه ماهی زیاد انرژی صرف شنا کردن نکنه ،البته استثناهایی هم وجود داره مثل کف خوار ها و گونه های خاص دیگه …
انسان هم برای شناور موندن توی آب همین کار رو میکنه وقتی شش ها پر از هوا باشن کار همین کیسه هوا رو انجام میدن. (ما آدم ها هم هر کاری کردیم یه جورایی از طبیعت تقلید کردیم ..! وگر نه خودمون که کاره ای نیستیم !!! توی پرواز توی شنا توی جنگ و … ،خلاصه همه جا !!! )
سوالهای دیگه دوستان :
غریبه : اول مرغ بود یا تخم مرغ ؟ خب معلومه اول مرغ بوده مگه وقتی آدم خلق شد نوزاد یا جنین بود !؟ به نظر من همه موجودات بالغ خلق شدن . فکر کنم یکی از سخت ترین سوال های تاریخ بشری رو جواب دادم ! (ایکون خیلی ذوق کردن !!!)
ابراهیم : چرا مورچه ها سیاهن ولی سفیدکننده نمیزنن؟!! خب ندارن .. اگه داشتن میزدن تو تا حالا سفید کنن دست مورچه ها دیدی ؟ من که ندیدم !
جروون :چرا آدما سگ دو میزنن!! ؟ نگاهت رو عوض کن دوست من … چرا آدم ها تلاش میکنن ؟ خب برای موفقیت ، زندگی بهتر ، پیشرفت ، مسئولیت پذیری و خلاصه خیلی دلیل های مثبت دیگه …
رافونه ، خیلی ناامیدی ها یه تغییر عقیده بدی بد نیست ! دخترخلیج و بنگری هم که کلا رومانتیک فکر میکن ولی به قول شیر فرهاد ” ها … ای که وگفتید یعنی چــَــه ؟!؟ ولی در کل جواب های باحالی بود خوشم اومد مثبت گرایی .. ایول .مریم هم که جوابت درست بود یه امتیاز از سفید پشمی گرفتی !برو حالش رو ببر . ابراهیم مگه تو میدونی من چه کتابهایی میخونم ؟ . حامد جان اون پیام برای تمام روزهای سال ۸۸ بود اما مثل اینکه زیاد استقبال نشد منم برش داشتم ممنون از راهنماییت . لیییی جان من اصلا یه رو هم نداره چه برسه به دو تا رو که یکیش بشه این سفید پشمی !؟ معصوم هم که سفید پشمی گفت بهت بگم خیلی توهمی !؟!؟
پی نوشت ۱ : چون از سیستم خودم استفاده نمیکنم این شد که عکس رو نگذاشتم در روز های آینده حتما قرار میدم .به قول بنگری تحفه ای هم نیست این سفید پشمی ( معلوم بود از روی حسودی گفتم ؟!!)
پی نوشت ۲ : بخش پیشنهاد ها بروز شده و از این به بعد شما هم میتونید در مورد هر پیشنهاد نظری ارسال کنید (پس منتظر چی هستین ؟ زود باشید !!!!)
سلام
من نویسنده جدیدم محسن من رو سفید پشمی صدا میکنه گفته اگه گوسفند خوبی باشم ! بعدا یه عکس که ما با هم گرفتیم رو میزاره اینجا که شما منو ببینید . من عروسک دوست محسن هستم و گاهی وقتی تنهاست با من بازی صحبت میکنه ! منم تنهام ، ما دوستای خوبی هستیم ، اون خیلی من رو دوست داره . یه روز سارا (خواهرزاده محسن) رو به خاطراینکه رو من چایی ریخته بود دعوا کرد .. منم گریه کرده بودم آخه اگه چایی روی کمر تو هم میریخت گریه میکردی … ما خیلی هوای همدیگرو داریم ا تازه اون پسورد وبلاگش رو هم به من داده تا هرموقع دوست داشتم بیام اینجا چیز مطلب بنویسم از توی کامپیوترش که بیاد توی اینترنت ! …چه باحاله اینجا .. میشه هرچی دلم میخواد بپرسم نصف شبی یه سوال برام پیش اومده اگه از کسی نپرسم ته دلم میمونه ! محسن میگه باید سوالهایی که توی ذهنمون پیدا میشه بپرسیم تا به جئواب برسیم اگه نپرسیم که جوابی از کسی نمیگیریم اون همیشه به سوالای من جواب میده اما حالا که خوابیده ، خیلی نمیدنم چی میشه ! من میدونم که ماهی ها خفه نمیشن ولی نمیدونم چرا ماهی ها غرق نمیشن ؟ یعنی منظورم اینه که خسته نمیشن همش شنا میکنن؟ آخه اینهایی که محسن توی آکواریومش داره همیشه دارن شنا میکنن حتی موقع خواب ! شما میدونید چرا؟
این مدت خیلی سرم شلوغ بوده نتونستم اینجا مطلب بنویسم . تصمیم گرفتم یک سری از اتفاقات رو اینجا مینویسم ، هم مرور میشه هم آخرش یه نتیجه گیری مفید داره
بعد از قبولی در دانشگاه ، به دلیل مشکل سربازی از ثبت نام بنده جلوگیری شد. یکی از کارهای طراحی که بسیار براش زحمت کشیده بوم به سرقت رفت و به اسم شخص دیگه ای بفروش رفت ،به دلیل عدم اسقتبال پروژه مجله اینترنتی متوقف شد.شرکتی که قول داده بود از یک ایده تبلیغاتی من حمایت مالی کنه زیر قولش زد (و یه مشکل شخصی که فکر نمیکنم عنوان کردنش اینجا کار درستی باشه) !
این مطالب و ننوشتم که بگم خیلی مشکل دارم !!!
اصولا هر کسی مشکلات خاص خوش رو در زندگی داره ، مهم نیست مشکلات از گذشته سر چشمه میگیرن یا ناشی از نگرانی آینده هستند مهم اینه که زندگی حال ما رو تحت تاثیر قرار دادند وچیزی که من بهش اعتقاد دارم اینه که اصلا مهم نیست چه مشکلاتی در زندگی داریم یا اینکه به چه اندازه ای بزرگ هستند، اینها مسائلی هستند که مانع ما میشن تا از زندگی واقعی لذت ببریم ، باید به یاد داشته باشم مهم اینه که برای برطرف کردنشون به سمت جلو حرکت کنیم و انرژی خودمون رو برای حل مشکلات استفاده کنیم نه افسوس خوردن گدشته یا نگرانی فردایی که هنوز نیامده.
من از وقتی این باور رو پیدا کردم تمام مشکلات رو دارم از سر راه برمیدارم ، مشکل خدمت سربازی من داره حل میشه و معاف میشم! با اینکه یکی از کارهام به سرقت رفت یه اسکین دیگه طراحی کردم و سایت رسمی وردپرس اون رو تایید کرد. با اینکه ازمجله اینترنتی استقبال چندانی نشد هنوز سعی در بهبود شرایط دارم اما آهسته تر دارم و البته حامیان مالی زیادی هستند که به دنبال ایدههای جدید میگردن ! ، مشکلات شخصی رو هم چون معمولا خود انسان باعث بوجود اومدنش میشه فقط خودش میتونه به خودش کمک کنه. متوجه شدید که براحتی میشه مشکلات رو حل کرد اگه فقط فقط فقط فقط فقط خودمون بخواهیم .
نتیجه گیری ها :
نتیجه گیری دینی : اعتقاد همه ما بر اینه که روح خداوندی در درون انسان دمیده شده. آیا شایسته است که به همین سادگی ناامید بشیم ؟
نتیجه گیری ادبیاتی (خیام) :
امروز تو را دسترس فردا نیست واندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست کین باقی عمر را بها پیدا نیست
نتیجه گیری تاریخی : هیچ کار بزرگ تاریخی ، هیچ انقلابی ، هیچ اختراع یا کشفی با دست روی دست گذاشتن میسر نشده
نتیجه گیری منطقی : … ( خودت یه مقدار فکر کنی متوجه میشی نمیخواد من بنویسم !!)
نتیجه خودمونی: خجالت نمیکشی تقی به توقی میخوره ناامید میشی !! ها … جداُ!! خجالت نمیکشی !
پی نوشت : بزودی یک نویسنده دیگر هم یه این وبلاگ اضافه میشه !؟!؟